تبليغاتX
....این هم روایتی است






....این هم روایتی است

هیچ چیز دنیا به سمتی نمی چرخد که ما را یک ارزن خوش آید

نوشته شده در شنبه 17 بهمن1388ساعت 20:51 توسط غریبه|

خداحافظ نگو وقتی هنوز درگیر چشماتم

خداحافظ نگو وقتی تو هر جا باشی همراتم

چرا حالت پریشونه؟ چرا مایوس و دلسردی؟

خداحافظ نگو وقتی هنوزم می شه بر گردی ....


نوشته شده در شنبه 10 بهمن1388ساعت 23:5 توسط غریبه|

فکر می کردم دستهایم را که بگیرم جلوی چشمم

دنیا که سیاه بشود

بشمارم همانند کودکانی که قایم باشک بازی می کنند

تا یک جایی که بشمارم

تو از یک نقطه دوری صدایت می آید که قایم شدم بیا پیدایم کن 

اما من هی شمردم

هی شمردم

اما هیچ صدایی نیامد

تو هم اول بازی نگفتی چند تا بشمار

تو رفتی به دنبال جایی برای پنهان شدن

و من هنوز در سیاهی دارم می شمارم

می شمارم

می شمارم ............




دلم برای خودم می سوزد ..............


نوشته شده در شنبه 3 بهمن1388ساعت 23:28 توسط غریبه|

نه ! امشب دل من هیچ جا نیست !

حتی پیش خودم !

امشب داغونه ، خیلی داغون !

دلم یه پناه می خواد

یه پناه با کلی آرامش


کاش امشب یه بارون درست و حسابی می زد

و کاش می تونستم تا خود صبح زیر بارون راه برم و خیس بشم

خیس خیس .....


نوشته شده در چهارشنبه 30 دی1388ساعت 23:10 توسط غریبه|

و کسی می گوید

سر خود بالا کن

به بلندا بنگر

به بلندای عظیم

به افق های پر از نورو امید

و خودت خواهی دید

و خودت خواهی یافت

خانه دوست کجاست

خانه دوست در آن عرش خداست

خانه دوست در آن قلب پر از نور خداست

و فقط دوست خداست

 

نوشته شده در دوشنبه 28 دی1388ساعت 22:48 توسط غریبه|



شبی مجنون به لیلی گفت ، که ای محبوب بی همتا

                                                            ترا عاشق شود پیدا ولی مجنون نخواهد شد

نوشته شده در چهارشنبه 23 دی1388ساعت 22:56 توسط غریبه|

زندگیم نقطه سرخط ، بی وفایی ات شده عادت

تو نوشته بودی دیدار ، سه تا نقطه به قیامت

زندگی نقطه سرخط ، تلگرافی شده نامه ات

قلبمو مچاله کردی لای نقطه چین نامه ات

عزیزم نقطه ته خط ، برو با خیال راحت

به تو تقدیم این ترانه ، عوض جواب نامه ات

عزیزم نقطه ته خط ، برو با خیال راحت

به تو تقدیم این ترانه ، عوض جواب نامه ات

با سی و دو حرف دلگیر ، مختصر ، مفید و ساده

گفتی که سایه ی عشقت از سرم خیلی زیاده

زیر درد رو خط کشیدی ، ضربدر زدی رو اسمم

تا بدونم که به عشقت تا که جون دارم طلسمم

عزیزم نقطه ته خط ، برو با خیال راحت


روی یک کاغذ بی خط ، حرف های خسته به نوبت

روی سرزمین نامه ات ، حرف ت کرده قیامت

ت مثل تو مثل تردید ، ت مثل آخره طاقت

مثل تنهایی مثل تب ، مثل آخره خیانت

عزیزم نقطه ته خط


نوشته شده در پنجشنبه 17 دی1388ساعت 23:30 توسط غریبه|

بدبختی ....

وقتی

تو همه تنهاییا و دل گرفتگی هات

بی کسی ......

نوشته شده در یکشنبه 13 دی1388ساعت 23:7 توسط غریبه|

you know

I do not know why

but I love you

I know

you do not have any thing especial

but you are especial for me

but you do not want to understand it

and I can not understand  why

نوشته شده در پنجشنبه 10 دی1388ساعت 20:57 توسط غریبه|



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت