تبليغاتX
....این هم روایتی است

23

شب هایی پر از الهه ناز بنان

و به یاد تو الهه ناز شبها و روزهای من

 

+ نوشته شده در دوشنبه 11 آبان1388ساعت 22:27 توسط غریبه |

22

 

I never needed you to be strong
I never needed you for pointing out my wrongs
I never needed pain, I never needed strain
My love for you was strong enough, you should have known

I never needed you for judgments
I never needed you to question what I spent
I never asked for help, I take care of myself
I don't know why you think you gotta hold on me

And it's a little late for conversations
There isn't anything for you to say
And my eyes hurt, hands shiver
So look at me and listen to me
Because

[Chorus]
I don't want to stay another minute
I don't want you to say a single word
Hush hush, hush hush
There is no other way, I get the final say because
I don't want to do this any longer
I don't want you, there's nothing left to say
Hush hush, hush hush
I've already spoken, our love is broken
Baby hush hush


I never needed your corrections
On everything from how I act to what I say
I never needed words, I never needed hurt
I never needed you to be there every day

I'm sorry for the way I let go
On everything I wanted when you came along
But I ain't never beatin', broken not defeat and
I know next to you is not where I belong

And it's a little late for explanations
There isn't anything that you can do
And my eyes hurt, hands shiver
So you will listen when I say
Baby


No more words, No more lies, No more crying …
No more pain, No more hurt, No more trying …


 از من می شنوی باور نکن این ها همه حرف است

دلم برایت تنگ شده اصل مطلب است .

 

+ نوشته شده در دوشنبه 11 آبان1388ساعت 0:32 توسط غریبه |

21

من فقط دلم کسی رو می خواست که دوستم داشته باشه

منو واسه خودم بخواد

فقط همین !

+ نوشته شده در یکشنبه 3 آبان1388ساعت 21:54 توسط غریبه |

تو که خود سوزی هر شب پره را می فهمی باورم نیست که مرگ بال و پر یادت نیست

 

 

دل گرفتگی همه این روزها

خاطرات مرور شده خاکستری این چند سال  که از بس ورقشان زدم پر جای انگشتان و رد پای اشکهایم است .

آهنگهای تکراری این سه چهار سال که هنوز توی ماشین در چشمهایت گوش می کنمشان !

تمام نوشته هایی که توی تنهایی ها برای تو می خوانم و می نویسم

و هر آنچه که برای تو می گویم ، وقتی دلم هیچ کس را نمی خواهد جز تو 

 همه بی قراری دلم را وقتی صدای تورا میشنود

همه اینها را تو بگو

                               بگذارمو بگذرم؟


امروز دوستی از من پرسید :یعنی دیگه وقتی میبینیش دلت تاپ تاپ نمیزنه براش؟

با صراحت گفتم نه!

اما حالا حتی به صراحت احمقانه خودم شک دارم .

دل من هنوزم تاپ تاپ می زنه وقتی صدای تو از اون ور خط میاد که باهام حرف بزنه.حتی اگه این صدا یه دنیا خسته باشه برام

من هنوزم خسته نیستم از اینکه قربون اون حنجره و اون لبا برم که صدای نازنین تو ازش بیرون میاد

من هنوزم برای تو خسته نیستم و هنوزم صبورم برای چشمای قشنگی که آرزومه یه روزی فقط روی من باز بشن

فقط من ! 

+ نوشته شده در جمعه 24 مهر1388ساعت 22:57 توسط غریبه |

20

این صدای تو مرا می کشد آخر

مخصوصا وقتی می خندد



تو هم طاقت نیاوردی

اما هنوز مونده تا به زبونش بیاری

مونده ، اما من صبر میکنم هنوزم صبرم واسه تو خیلی زیاده 



همه جا می جویمت ، تو بگو حتی در آسمان ها

امشب می خوام رو آسمون عکس چشاتو بکشم

اگر نگــاهم نکنی نـــــاز چشــــاتو بکـــــشم







+ نوشته شده در دوشنبه 13 مهر1388ساعت 23:52 توسط غریبه |

19

کاش تو هم مرا به یاد می آوردی

فقط برای یک دلخوشی کوچک

برای چند لحظه 

برای اینکه فکر کنم هنوز تنها نمانده ام !



از همه اطرافیانم فرار می کنم ! اطرافیانی که یه روزی بهشون می گفتم دوست و امروز برام هیچی نیستم و من ثانیه ها رو می شمرم واسه ندیدنشون


خدایا

این چند روزه خوب از همه طرف جلوم سنگ ریختی ، فردا رو چی کار می کنی ؟ واسه اونم برنامه ریختی؟

خواهش می کنم این یکی رو کمی ملایم تر بریز اگر هنوز تصویبش نکردی !






+ نوشته شده در شنبه 11 مهر1388ساعت 1:4 توسط غریبه |

18

سوت و کورم !


+ نوشته شده در سه شنبه 7 مهر1388ساعت 23:53 توسط غریبه |

17


ببینم ترا!

 هنوز پاییز که می شود

برگها که میریزد

دل من تنگ تر می شود

تو هم سرفه ات میگیرد؟


یاد سرفه هایت افتادم

سرفه های خشک  و مکرر !

آنها که دل مرا ریش می کرد و هر جا که بودی ندای آمدنت بود برای من !


+ نوشته شده در یکشنبه 5 مهر1388ساعت 22:10 توسط غریبه |

16

همه چیز شکل یک تنهایی بزرگ است و عمیق

+ نوشته شده در شنبه 4 مهر1388ساعت 2:30 توسط غریبه |